X
تبلیغات
زولا

کیش مهر

کیش مهر

چهارشنبه 27 تیر 1397 02:11 نویسنده: مریم نظرات: 0 نظر چاپ

................

میگه حال و احوال چطوره و چه خبرا

میگم امن و امان

میگه روح و روانت هم در امن و امانه !

یه تک صدا  که میخواد بهش توضیح بدم از روح و روان و درونم !!

گفت و گو یعنی در نوردیدن مرز ناشناخته ها ...

میگم درونم متلاطمه ..همون لحظه که فکر می کنم طوفان اومده و همه چیز رو داره نابود می کنه ..یه نور پیدا میشه و دریا دوباره افتابی میشه

...............................



جمعه 25 خرداد 1397 05:51 نویسنده: مریم نظرات: 1 نظر چاپ

کارشناسی هم تموم شد و من همچنان بعد از چهار سال عبرت نگرفتم که  زمان های دیگه به جز شب امتحان هم میشه درس خوند :(


جمعه 25 خرداد 1397 05:42 نویسنده: مریم نظرات: 1 نظر چاپ

استاد فاطمی نیا:هرچه کتاب تعبیر خواب داریم، فارسی، عربی بریزید آب رودخانه! چون یک دانه کتاب تعبیر معتبر تا این ساعت که من خدمت شما نشسته ام چاپ نشده است. نه عربی نه فارسی، این کتاب ها جز اینکه آدم را وسواسی کنند، آدم را گرفتار به مالیخولیا کنند، آدم سرگردان بشود، عصبی بشود، افسرده شود بیفتد یک گوشه ای هیچ ثمره ی دیگری ندارد.

آی روغن بادام دیدی بابات اینطور می شود، روغن بنفشه دیدی مادرت چگونه می شود، اگر دندان بالایت بیفتد از فامیل های پدرت می میرند، از پایین بیفتد از فامیل های مادرت می میرند، اینها چیه؟! این ها مزخرفات است، تعبیر افتادن دندان در خواب اصلاح اخلاق است، هرکس دید دندانش افتاده است اخلاقش خوب می شود، یادتان باشد.

علم تعبیر اصلا این حرف ها نیست، علم تعبیر یک چیزی است که خدا باید بدهد، اصلا در جا داده می شود، همانجا که شخص دارد خوابش را میگوید خدا عنایت می کند آن شخص خواب را تعبیر می کند. 


این متن رو خیلی دوست داشتم  و ترجیح دادم به جای گوشی اینجا ثبتش کنم ...


هستم،چون به تو می اندیشم

جمعه 14 اردیبهشت 1397 05:31 نویسنده: مریم نظرات: 1 نظر چاپ

ما هو الحب؟

لحظة یسمع فیها الکون دهشتة قلبک و هی تصرخ وجدته 


عشق چیست ؟

لحظه ای که هستی صدای حیرت  قلبت را میشنود که فریاد بر آورده 

یافتمش...

حسین ع






چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 12:23 نویسنده: مریم نظرات: 0 نظر چاپ


 

به هرکه بود
و به هرجا که بود
و هرچه که بود
رجوع کردی
الا دلت که قطب‌نماست



شفیعی کدکنی

چهارشنبه 29 فروردین 1397 11:00 نویسنده: مریم نظرات: 0 نظر چاپ

و چقدر خسته ام از " چرا؟ "

از  " چگونه! "

خسته ام از سوالهای سخت٬ پاسخهای پیچیده

از کلمات سنگین

فکرهای عمیق

پیچ های تند

نشانه های بامعنا٬ بی معنا

دلم تنگ می شود ٬ گاهی

برای

یک " دوستت دارم ساده"

دو " فنجان " قهوه داغ

سه " روز " تعطیلی در زمستان

چهار " خنده ی " بلند 

و

پنج " انگشت " دوست داشتنی.

 

                                "مصطفی مستور"

پنج‌شنبه 23 فروردین 1397 09:31 نویسنده: مریم نظرات: 0 نظر چاپ

جامعه شناسی فقط کامنت های پیج اینستاگرام رهبری 


پنج‌شنبه 23 فروردین 1397 03:57 نویسنده: مریم نظرات: 0 نظر چاپ

وارد مرحله ای شدم که وحشتناک ترین اتفاق برام توضیح دادنه ..

چرا نیستی

کجایی/نبودی

چرا نمیای/قرار بود بیای

تو حالت عادی سوال های  بدی نیست 

اما

انگار که خودم از هیچ کدوم خبر ندارم و باید توضیح بدم که چرا

........................... .

گاهی دلم به اندازه غاری
که آدم هایش به جای دیگری کوچ کرده اند
می گیرد
و تنهایی
مثل مورچه ای روی دستم راه می رود.
گاهی دلم گلی می شود
که زنبوری در آن مرده است

چهارشنبه 22 فروردین 1397 12:08 نویسنده: مریم نظرات: 0 نظر چاپ

بی نا یش رو موقتا

از دست داده بود نمیدید

برگشته بود خونه .کسی نبود براش در رو باز کنه

خونه ای که توش بزرگ شده بود پناه گرفته بود

به فرض که کور شده و نمی بینه ولی به هر حال روی تخت اتاق خودش بشینه بیشتر حس امنیت داره

وگرنه همه جا همه جاااا  .درست همین نقطه است  که /پشت در خونه ای بایستی که قرار نیست به روت باز بشه


.............................................................................................................................................

سه‌شنبه 14 فروردین 1397 10:30 نویسنده: مریم نظرات: 2 نظر چاپ

ﺇِﻟَﻬِﻲ
ﻟَﻮْ ﻗَﺮَﻧْﺘَﻨِﻲ ﺑِﺎلأَْﺻْﻔَﺎﺩِ
ﻭَ ﻣَﻨَﻌْﺘَﻨِﻲ ﺳَﻴْﺒَﻚَ ﻣِﻦْ ﺑَﻴْﻦِ ﺍلأَْﺷْﻬَﺎﺩِ
ﻭَ ﺩَﻟَﻠْﺖَ ﻋَﻠَﻰ ﻓَﻀَﺎﺋِﺤِﻲ ﻋُﻴُﻮﻥَ ﺍﻟْﻌِﺒَﺎﺩِ
ﻭَ ﺃَﻣَﺮْﺕَ ﺑِﻲ ﺇﻟَﻰ ﺍﻟﻨَّﺎﺭِ
ﻭَ ﺣُﻠْﺖَ ﺑَﻴْﻨِﻲ ﻭَ ﺑَﻴْﻦَ ﺍلأَْﺑْﺮَﺍﺭِ
.
ﻣَﺎ ﻗَﻄَﻌْﺖُ ﺭَﺟَﺎﺋِﻲ ﻣِﻨْﻚَ..
.
ﺍﻯ ﺧﺪﺍ
ﺍﮔﺮ ﮔﺮﺩﻧﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻧﺠﻴﺮﻫﺎﻯ ﻗﻬﺮﺕ ﻣﻰ ﺑﻨﺪﻯ
ﻭ ﻋﻄﺎﻳﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺧﻠﻖ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻣﻨﻊ ﻛﻨﻰ
ﻭ ﻓﻀﻴﺤﺖ ﻭ ﺭﺳﻮﺍﻳﻴﻬﺎﻳﻢ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺖ ﻋﻴﺎﻥ ﺳﺎﺯﻯ
ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﻫﻰ ﻛﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺁﺗﺶ ﺩﻭﺯﺥ ﻛﺸﻨﺪ
ﻭ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﻦ ﻭ ﻧﻴﻜﺎﻥ ﺟﺪﺍﻳﻰ ﺍﻓﻜﻨﻰ .
ﺑﺎﺯ ﻫﺮﮔﺰ ﺭﺷﺘﻪ ﺍﻣﻴﺪم ﺍﺯ ﺗﻮ ﻗﻄﻊ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ...
.
( ... مناجات لذیذِ ابوحمزه ثمالی ... )