X
تبلیغات
رایتل

کیش مهر

کیش مهر

برای خوب نوشتن باید زیاد کتاب خواند ..باید توی راه رو های سرت بدوی از این اتاق به آن اتاق ..مدام ملحفه های سفید رو بریزی توی سبد و ببری روی بند پهن کنی ...بین سفید ی ملحفه ها تاب بخوری و عاشق بوی خیس و خنکشون باشی ..باید مرتب صدای کشیده شدن پرده های اتاق های ذهنت رو بشنوی ..باید بزاری نور بتابه و از چهار دیواری همه ی اتاق ها بگذره و تمام خونه ی ذهنت رو روشن کنه ...گشتن توی اتاق های ذهن ..اتاق هایی که کف چوبی قدیمی دارن و جیر جیر میکنن رو دوست دارم ..این جیر جیر یعنی تو هر اتاقی رفت و امد وجود داره ..در بعضی از اتاق ها همیشه بازه و در بعضی اتاق ها همیشه بسته ... اما تو توی اتاق های بسته اما روشن ذهنم زندگی میکنی ..با کلی چوب و اره و خودکار و کاغذ و مداد رنگی

تاریخ ارسال: یکشنبه 8 مرداد 1396 ساعت 17:30 | نویسنده: رویا | چاپ مطلب 0 نظر

یک اشتباهی رخ داده فصل ها باید جا به جا شوند


یک اشتباهی رخ داده فصل ها باید جا به جا شوند
مثلا همین تابستان که مدام دلت برای پاییز تنگ میشود .. و دلت یک کوچه باران خورده در یک عصر رنگین کمانی میخواهد ..دلت لباس های گرم میخواهد و  یک لیوان چای داغ در عصر یک پارک ...یا مثلا همان پاییز گذشته که مدام دلت  افتاب ظهر تابستان را میخواست با بوی ریحان ...و چند بچه کنجکاو و همیشه بیدار که ظهر ها نمیخوابند... و بوی هندوانه ...یک اشتباهی رخ داده ...

تاریخ ارسال: دوشنبه 26 تیر 1396 ساعت 18:01 | نویسنده: رویا | چاپ مطلب 1 نظر


حال عجیب این روز های من است این تصویر هزار پروانه ی بی قرار در دل من است دست هایم و پاهایم و همه ی همه ی خودم اما درگیر یک کرخت شدگی ارادی خودم را پهن کرده ام وسط این روز ها و مدام سرفه های خشک و سرما را به خودم تزریق میکنم من که خوب میدانم تمام این پروانه ها تمام این بال های کوچکشان مرا نجات خواهند داد پس مرگی ندارم جز همهمه ی هزار نجوای خودم با خودم که چه کنم؟چکنم هایی که گاهی خیلی پُر رنگ میشود خب گاهی همه ی ارزوی من یک شروع دوباره میشود در من ارزوی هزار شروع دوباره و دوباره و دوباره هست بی گمان زنده ام و نیاز به چای و هوای تازه و کتاب هایم و عکس هایم و حرف زدن دارم

تاریخ ارسال: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت 19:35 | نویسنده: رویا | چاپ مطلب 0 نظر


من کی عاشقت شدم ؟

قرن ها پیش ...

وقتی خستگی روزهایت را کنار رودخانه می شستم

#دل نوشته

تاریخ ارسال: چهارشنبه 20 بهمن 1395 ساعت 14:02 | نویسنده: رویا | چاپ مطلب 0 نظر

خدای من!
ﺑﺮﺍی ﺩﻟﻢ "ﺍﻣﻦ ﻳﺠﻴﺐ" ﺑﺨﻮﺍﻥ...
"ﺍﻣﻦ ﻳﺠﻴﺐ" ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺗﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﺷﻮﺩ ﺍﻳﻦ ﻣﻀﻄﺮب...
تا آرام گیرد این قلب نا آرام من...
خدای من...
به حضورت
به نگاهت
به یاریت نیازمندم...
سال هاست به این نتیجه رسیده ام که تو
آن مشترک مورد نظری هستی
که همیشه در دسترسی...
«اِلٰهی وَ رَبّی مَنْ لی غَیْرُکَ»

تاریخ ارسال: چهارشنبه 10 آذر 1395 ساعت 04:02 | نویسنده: رویا | چاپ مطلب 0 نظر
( تعداد کل: 48 )
   1      2     3     4     5      ...      10   >>
صفحات