X
تبلیغات
رایتل

کیش مهر

کیش مهر

بلاگفا خیلی وقت بود که برای من تبدیل شده بود به یه پرنده که حس پرواز کردن رو نداره و دلشش می خواد فقط یه گوشه لم بده و از ارتفاع بالای درخت فقط به اطراف نگاه کنه 

حس راحت حرف زدن رو نداشتم

چون ازاین که بگن بابا تو به شخصیتت نمیاد و........

حالا اومدم ساکن این خونه شدم ...خوبه بد نیست اما .....

اینجا هم رمزی می نویسم البته دل نوشته های (یا همون چرت و پرت نویس هایی که باید بگم تا تخلیه روانی بشم رو رمزی کردم ..اون هم برای خودم

توی دفتر که نمی تونم بنویسم ...یه وقت دیدی یهوییی مردم ،دفتر افتاد دست خانواده محترمم که خوب هم من رو میشناسن اونقدر که حتی نمی خونن ببینن چی نوشتم ...در حد یادگاری از من نگهش می دارن

البته که کار خوبی می کنند چون خودم هم راضی نیستم

مادربزگ جان زنگ زدن و امار می گیرن که کی امتحان داری و اوغات فراغتتتتتت کیه ووووووبعد هم رفتن سر اصل مطلب که من چهارشنبه این هفته عمل دارم بدو بیا ...که باز باید در رکاب ما در بیمارستان باشی

ما هم بسی خرسند و شادمان از این که در گیر امتحانات هستیم و خواهرمان درس به اتمام رسانده

و ووووایشون رو نامزد کردیم که برن حال کنن ااااببخشید منظورم این بود که اسیر بشن ااااببخشید منظور همون پرستاری بود



برای علنی نویسی خوب بود تا بعد

رویای شرقی

تاریخ ارسال: یکشنبه 24 خرداد 1394 ساعت 21:41 | نویسنده: رویا | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد